مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

38

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

ابو على مسكويه رازى گويد : در مدينه آشكار شد كه يزيد بن معاويه شراب مىنوشد ، تا آنجا كه نماز را ترك مىكند . اين كار وكارهايى از اين قبيل براى آنها ثابت شد . از اين رو اجتماع كردند و او را خلع كرده ، با عبدالله بن حنظلهء غسيل الملائكه بيعت نمودند . « 1 » از ابن حجر نقل شده است : زشتكارى و بىتقوايى يزيد به اندازه‌اى است كه سرزدن كارهاى زشتى از اين قبيل براى او زياد نيست . « 2 » مسعودى گويد : هنگامى كه ستم يزيد وكارگزارانش همهء مردم را در بر گرفت و ظلم او فراگير شد و فسق او در كشتن فرزند رسول خدا ( ص ) وياران او آشكار گرديد و بر همگان آشكار شد كه او شراب مىنوشد و با روش فرعون رفتار مىكند و حتى فرعون نسبت به رعيتش از او عادل‌تر بود و با خاص و عام رعيتش داد گرانه‌تر رفتار مىكرد . مردم مدينه حكمران او يعنى عثمان بن محمّد بن ابىسفيان و مروان بن حكم و ديگر بنى اميه را از شهر خود بيرون كردند . « 3 » منذر بن زبير هنگام آمدن به مدينه گفت : يزيد صد هزار به من جايزه داده است ، ولى اين رفتار او ، مرا از دادن گزارش كارهايش به شما باز نمىدارد . به خدا سوگند كه او شراب مىنوشد . به خدا سوگند كه او آنقدر مست مىشود كه نماز را وامىگذارد . « 4 » ابن حجر گويد : اگر هم قايل به مسلمانى او باشيم ، اما او فاسق ، شرور ، شرابخوار و ستمگر است ، چنان كه رسول خدا ( ص ) بدان خبر داد . « 5 » بلاذرى در انساب الاشراف مىنويسد : پيرى از شاميان به من گفت : علّت مرگ يزيد اين بود كه او در حالت مستى بوزينه‌اش را بر الاغ سوار كرد . سپس به دنبال او آن‌گونه دويد كه گردنش شكست ، يا چيزى در درونش پاره گرديد . « 6 »

--> ( 1 ) . تجارب الامم ، ج 2 ، ص 76 . ( 2 ) . الاتحاف بحبّ الاشراف ، ص 68 ، به نقل از شرح الهمزيه ابن حجر . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 68 . ( 4 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 256 ، به نقل از كامل ابن أثير ، ج 4 ، ص 45 و تاريخ ابن كثير ، ج 8 ، ص 216 . ( 5 ) . الصواعق المحرقة ، ص 330 . ( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 300 .